در 1942 "اتحاد شوروی" سه واحد از خلبانان رزمی زن تشکیل داد که عهده دار ماموریتهای جنگی بمباران ایذایی در شب بودند.این خلبانان زن با هواپیماهای مستعمل "پالیکارپوف-2" که در سایر شرایط از آنها بعنوان هواپیمای آموزشی استفاده میگردید پرواز میکردند و قادر به حمل دو بمب که مجموعا وزنی کمتر از یک تن داشتند بودند...

ساحره های شب

در 1942 "اتحاد شوروی" سه واحد از خلبانان رزمی زن تشکیل داد که عهده دار ماموریتهای جنگی بمباران ایذایی در شب بودند.این خلبانان زن با هواپیماهای مستعمل "پالیکارپوف-2" که در سایر شرایط از آنها بعنوان هواپیمای آموزشی استفاده میگردید پرواز میکردند و قادر به حمل دو بمب که مجموعا وزنی کمتر از یک تن داشتند بودند.این افراد بقدری موفق و مرگبار بودند که آلمانها را به ترس انداخته بودند و آنان را "ساحره های شب" می نامیدند.(برخی از منابع اظهار میدارند که این افراد را به این دلیل "ساحره های شب" مینامیدند که همگی زن بودند و در ماموریتهای شبانه توسط هواپیماهای چوبی "پالیکارپوف-2" پرواز میکردند.)"ساحره های شب" زنان واحد 588 بمب افکنهای شب پرواز بودند.کلیه مکانیکها و خدمه بمب گذار این واحد نیز از زنان تشکیل میشد.خلبانان زن بمب افکنهای شوروی جمعا 23 مدال "قهرمان اتحاد شوروی" بعلاوه چندین "روبان قرمز" را از آن خود کردند.دو تن از خلبانان زن بنامهای "کاتیا ریابوفا" و "نادیا پوپوفا" در یک شب 18 دفعه به دشمن حمله کردند.خلبانان "پالیکارپوف-2" بیش از 24000 سورتی پرواز انجام دادند و 23000 تن بمب را فرو ریختند.اغلب این خلبانان زن که تا سال 1945 زنده ماندند تقریبا هر یک 1000 ماموریت انجام داده بودند.آنان در جنگ چنان عملکرد خوبی داشتند که در نبردهای سنگین در برلین نیز شرکت داده شدند.واحد 588 نظیر سایر واحدهای بمب افکن شب پرواز معمولا در عملیات ایذایی شرکت میکردند که شامل پرواز بسمت نقاط تجمع دشمن -نزدیک پایگاههای هوایی -انبارها و غیره میشد.این نقاط که بمباران میشدند محلهایی بودند که دشمن پس از یک نبرد سنگین در طول روز در حال استراحت بود .ندرتا اهمیت استراتژیک اهداف مهم بود اما تاثیر روانی وحشت و احساس عدم امنیت و بیخوابی در بین آلمانها(و رومانیاییها-ایتالیاییها-فنلاندیها و ...) بسیار موثر بود.انجام بمبارانهای ایذایی شبانه با در نظر گرفتن کارایی پایین هواپیماهای دو باله "پالیکارپوف-2" و آسیب پذیر بودن آنها در برابر جنگنده های شب دشمن بسیار مشکل بود.(حداکثر سرعت این هواپیما 150 کیلومتر در ساعت و حتی کمتر از بسیاری از جنگنده های جنگ جهانی اول بود).اما "ساحره های شب" درسشان را خوب بلد بودند."پالیکارپوف-2" خیلی کند اما بسیار مانورپذیر بود.زمانیکه یک "مسر اشمیت-109" سعی در رهگیری یکی از آنها میکرد هواپیمای روسی قادر بود که بحالتی دیوانه وار و سریع با سرعتی کمتر از سرعت واماندگی "مسر اشمیت" چرخش کند در نتیجه هواپیمای آلمانی مجبور بود که دایره وسیعی را برای رهگیری مجدد بپیماید که البته مجددا چندین بار با این تاکتیک طفره آمیز مواجه میشد.اغلب خلبانان سعی در پرواز در نزدیکی سطح زمین میکردند که با ارتفاع پایین کافی قادر به پنهان شدن پشت پرچینها بودند.جنگنده های آلمانی فقط میتوانستند چندین دفعه سعی کنند و سپس خسته و آشفته "پالیکارپوف" را بحال خود گذارند.عجیب نیست که به خلبانان آلمانی قول دریافت نشان "صلیب آهنی" در ازا ساقط نمودن یک فروند "پالیکارپوف-2" داده شده بود.در حقیقت سرعت واماندگی مدلهای "ای"-"اف" و "جی" "مسر اشمیت" نزدیک 192 کیلومتر در ساعت بود بنابراین "مسر اشمیت" نمیتوانست بسرعت "پالیکارپوف" پرواز کند چونکه حتی سرعت بالای این هواپیمای روسی کمتر از سرعت واماندگی جنگنده آلمانی بود.جنگنده دیگری که عموما در جبهه شرقی استفاده میشد "فوکه ولف-190آ" بود که آنهم سرعت واماندگی بالایی داشت و بنابراین وضعیت بهتری نیز نداشت."ساحره ها" در فاصله معینی از اردوگاههای دشمن موتورهای خود را خاموش میکردند و در سکوت بصورت گلایدر پرواز میکردند.زمانیکه فاشیستها صدای سوت مانند باد را که در اثر برخورد با سیمهای بین دو بال هواپیما بوجود می آمد میشنیدند دیگر دیر شده بود."ساحره های شب" بسمت آنان هجوم برده و بمبهای خود را رها میکردند سپس موتورهایشان را روشن و بسوی خانه پرواز میکردند."پالیکارپوف-2" اغلب برای رادار غیر قابل شناسایی بود چونکه طبیعت کرباسی که سطح آنها را میپوشاند امواج رادار را جذب میکرد والبته پرواز سطح پایین آنها به این امر کمک میکرد.هواپیماهای آلمانی مجهز به حسگرهای "مادون قرمز" گرمای اندک حاصل از موتورهای کوچک 110 اسب بخار آنها را نیز نمی توانستند تشخیص دهند.چراغهای جستجوگر نیز داستان دیگری داشتند.آلمانها در استالینگراد پدافندی بنام "سیرک رگبار" ساخته بودند.آنان توپهای رگباری را که در روز مخفی کرده بودند بیرون آورده و آنها را در دایره ای بهمراه چراغهای جستجوگر حول اهداف احتمالی قرار میدادند."پایکارپوف-2" ها بصورت جفتی و در یک خط مستقیم محیط این دایره را رد کرده و خلبانان کم آموزش اما مصمم آنها معمولا توسط رگبار توپهای 37 تکه تکه میشدند.واحد 588 تاکتیک دیگری را بوجود آورد.آنها در فرمیشنهای 3 تایی پرواز میکردند.ابتدا دو هواپیما وارد شده و توجه چراغهای جستجوگر را بخود جلب مینمودند و هنگامیکه همه چراغها بسمت آنان نشانه میرفت بمب افکن سوم از طریق مسیر تاریکی که توسط دو همقطار دیگرش ایجاد شده بود به هدف بی حفاظ حمله میبردند.این هواپیما سپس بیرون آمده و جایش را با نفر دیگر عوض میکرد و این کار تا پرتاب محموله بمب هر سه ادامه میافت.تله بودن و جلب آتش دشمن اعصابی از فولاد میخواست اما آنچنان که "نادیا پوپوفا" میگفت:"این تاکتیک کار میکرد."

منبع:http://mysite.pratt.edu/~rsilva/witches.htmگرد آوری و ترجمه:علیرضا صادقی

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 شهریور 1388    | توسط: ElHaM No1    | طبقه بندی: خلبان پرواز، هواپیماهای جنگنده،     | نظرات()